نگاه کن! این تنها کاروانِ زائرانِ پیاده نیست؛ این ادامه ی همان پیاده رویِ جاودانه است. پیاده رویِ یارانِ اباعبدالله از مدینه تا کربلا؛ پیاده رویِ زینب(س) از کربلا تا شام؛ و اکنون، پیاده رویِ امتی که سوگوارانه، پیمانِ خون را با پای برهنه ی عشق، تجدید میکنند. هر گام، نوایِ «لَبَّیْکَ یَا حُسَیْن» است. هر خستگی، تاجی از نور بر سرِ رهرو میگذارد.
اما این راهِ سرخ، هماره به نگهبانانی آهنین نیاز داشته است. در پسِ این امنیتِ شکوهمند، که میلیونها تن بی هراس در دلِ بیابان و شهر راه می پیمایند، سایه هایی استوار ایستاده اند. سردارِ دلها، حاج قاسم سلیمانی، در همین مسیرِ عشق به شهادت رسید. او نگهبانِ حرم بود؛ نگهبانِ زائرانِ حسین(ع). خونِ او، و خونِ همه ی شهدای مدافع حرم، با خونِ شهدای کربلا درآمیخت. آری! آبِ فراتِ امروز، از سرچشمه ی خونِ حُر، مسلم، عباس(ع) و یارانِ وفادار میجوشد، و سیلابش، خونِ قاسمها، همتها، حججی ها و هزاران شهید گمنامی است که برای امنیتِ این سفرِ مقدس، جانِ شیرین را به دستِ باد دادند.
آنان برخاستند تا ندای «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ یَنْصُرُنِی؟» بار دیگر، تنها در بیابانِ تاریخ پژواک نیابد. شهادتِ آنان، پلِ استوارِ امت بر رویِ خیانت و تاریکی است. هر قطره خونشان، چراغی شد بر فرازِ این راهِ طولانی؛ راهی که از صحرای کربلا آغاز گشت، از دلِ تاریخ گذشت و اکنون، با پایِ برهنهی عاشقان، هر ساله زنده میشود.
اربعین، فقط یک روز نیست؛ یک سوگند است.
سوگندِ ادامه ی راه.
سوگندِ پاسداری از خونِ شهیدان، از کربلا تا امروز.
سوگندِ آنکه بداند: امنیتِ این اشکها، این نوحه ها، این پایِ برهنه ها، به بهایِ جانِ سربدارانی چون حاج قاسم و یارانِ شهیدش خریداری شده است.
پس ای رهروِ راهِ سرخ!
بر این خاک که میروی، هم خونِ سالارِ شهیدان است، و هم خونِ شهیدانِ پاسدارِ این راه.
قدمها را استوار بردار.
بدان که تو، وارثِ حماسه ای عظیم هستی.
حماسه ای که نامش حسین(ع) است، و ادامهدهندگانش، قاسمها و شهیدانی هستند که راه را تا ابدیت، سرخ و پاک نگاه داشتند.
درود بر شهیدانِ راهت، از کربلا تا امروز و تا همیشه.
پس ای رهروانِ راهِ سرخ! بدانید که اربعین تنها یک جغرافیا نیست؛ یک ژرفناوردِ تاریخی است. از جابرِ نابینا تا امروزِ ما، از زینبِ قهرمان تا شهیدِ سلیمانی، همه در این مسیرِ جاودان همقدماند. و در این میان، آن مرادِ دلها، رهبر فرزانه حضرت آیتالله خامنهای، با بیانی آتشین تر از هر پرچمی، فریاد میزند:
> *«این راه، راهِ عشق است؛ منتها نه عشقِ مجنونانه، عشقِ همراه با بصیرت!»* .
آری، عشقِ بصیرتمندانهی او چنان آتشی در جانها افکنده که پیادهرویِ اربعین ، به «نمادِ وحدتِ امتِ اسلامی» (*حب الحسینُ یجمعُنا*) تبدیل کرده است . این است معجزهی عاشقی که حتی در غیابِ فیزیکی، حضوری جاویدان میآفریند.
کاروانِ اربعین،
رودِ خروشانِ عشق شد از نجف تا کربلا...
ارسال نظر